سلطان درد....
...بیا ای ترس،ای رفیق شب های سردم
بیاای درد،ای همنشین زخم های پرنقشم
بیائیدای همه دوستان ظلمت وتنهایی من
بساط عیش تان جوراست،بیائیدای مهمانهای ناخوانده ی من
ازقلم نیندازیددشنه ودشنام را
طعنه ومشت وچشم های تنگ را
دورهم مهمان من شوید امشب،که تنهای تنهایم
چنگی زنید ومی خورید،که امشب سلطان دردم...
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۲ ساعت توسط سیامک سپهریان(09156862915)
|