پرازتکرار...
...پرازتکراربودبرایم
مرورخاطراتت کنج دیواری که تنهاتکیه گاه بودبرایم
میان پژواک فریادی که خاموش بود ه همیشه دراطرافم
به شکل نعره ی سکوتی که محبوس بوده همواره درقبرسینه ی خام ام....
...پرازتکراربودبرایم
مرورخاطراتت کنج دیواری که تنهاتکیه گاه بودبرایم
میان پژواک فریادی که خاموش بود ه همیشه دراطرافم
به شکل نعره ی سکوتی که محبوس بوده همواره درقبرسینه ی خام ام....
...گاهی کف نشین می شویم وگاهی خودکف،گاهی همنشین در ومرواریدو
گاهی محصورباد،گاهی سنگ صبورگاهی سنگی برسرو...کاش ازاینهمه
فرازونشیب سالم برسیم به سرمنزل مقصود....
دستهای پسرک چرک وکثیف بودآنقدرکثیف که درسیاهی دست زمخت پدرش
گم بود،پدروپسردست دردست هم داشتندپدرذوق میکردازلبخندپسرانگار
دنیاراسلطان بودوپسرچنان قدم برمیداشت که انگارپدرسلطانبود،ومن
آن کنارتازه فهمیدم که همیشه کثیف اندرکثیف کثافت نمی شود،خیلی وقتها
آنقدرلطیف وزیبا می شودکه اشک شوق خداوندازابرآسمان سیل گون
جاری می گردد...
...بندگی ،اخلاص و...همه درگرومهاراسب نفس است،برای زدودن
غبارتنهایی بایدازاین اسب پیاده شدوافسارش رادردست گرفت ،آرامش
انسان پشت ابریقین است وخوشبختی ،پنهان دردل اطمینان قلب،
گمشده ات دورنیست خاک وجودت راکناربزن،گنج هردوجهان همین
نزدیکی هاست....
....پشت سرهرشکستی تله ای ازاشتباه بوده که درآن افتاده ایم وروبروی
هرموفقیتی دامی پهن است ازاشتباهی دیگر،اولی تله ای ازخامی وبی
تجربه گی ودومی دامی ازتکبروانتقام،بیاییدازخدابخواهیم که هیچگاه قسمت مان
ازجاده ی هستی راه کج نباشد،راهی برایمان رقم بزندازصراط مستقیم....
...نازنینم ،من خودم رامیان باغ خاطرات توباخته ام ،برای پیداکردن
دلم هرگزسراغ غریبه هانمی روم ...
…سنگ هم که باشی زیرفشاریک مشت آب توخالی میشکنی ،خردمیشوی
و...چه برسدبه تنی ازجنس خاک،سدی خاکی که پشت آن دردهایت جمع میشود
وروزی آخرمیشکندومی شکنی،انقدرخردمیشوی که حتی چشمهایت ترادرآینه
نمی شناسندواین عاقبت هرسدخاکی ست...
...خسته ام ،خسته ازتمام دنیا،کاش دل هرآدمی درصورتش بودوکاش
حرفهایش روی زبانش...
…صدقه ی هرچیزبخشش وعرضه است الازینت و زیبایی ،پس حجاب
صدقه ی زیبایی ست،وهرآنکه به ظن اش زیباست باحجاب ترنیز
باید باشد...