پر سیمرغ....


... من وتو پر پرواز سیمرغ کوچ کرده ای هستیم که باید گاهی دلمان را آتش

 

بزنیم تاروزگار روی خوش اش را به ما نشان بدهد  ....

درانتظار معجزه ....

 

..... کسانی که مسکون و مسکوت در انتظار معجزه اند در نخوت تنهایی خواهند شکست ...... 

رود....

 

... گاهی وقتها باید رد شد، باید گذشت ونایستاد مثل یک رود و

برای رود شدن باید از روی سنگها خزید و درد این سایش را به تن

خریدتا این اصطکاک دایم  همیشگی صاف و زلال کند تمام ناخالصی

هایمان را، اگربایستیم می شویم مرداب ، سکونی بی لذت ،

ومسیریپر از تسلسل وگاهی حتی بدتر از آن می شویم گندآبی

مملو از کینه هاو بغضهای شکسته و در هم ......