جای توخالی ست ....
... کنار دست من تخت تو خالی ست
میان آغوش من گرمی احساس تو خالی ست
روزگارم تلخ است بی تو
کام شیرین جایش روی لبانم چه خالیست
خانه ام سرد است میدانم
اما نمی دانی بی تومیان این قفس جای نفس هایت چه خالی ست
دفترخاطراتم را ورق میزنم
یادم می افتدهنوززیرباران صدای قدمهای تو خالی ست
پنجره ی خانه را محو کرده نای بخارکتری
می دانم روی سینه ی او جای عکس قلب تو روزهاست که خالی ست
مهربانم برگردکه این کوچه درانتظارتوست
میان سردی پاییز روزگارم جای بهار لبهای تو خالی ست ...
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط سیامک سپهریان(09156862915)
|