بوی قهوه ی تلخ ....
….کنار پنجره ی کافه ایستاده ام ،بوی تندقهوه می آیدطوریکه طعم
تلخش را احساس میکنم،ازپنجره سیمای نیمه روشن داخل را می بینم با
همان حال و هوای همیشگی ،چهار،دو یا یک صندلی مقابل یک میز،
اماخاطره ی تلخم آن کناربویش ازطعم قهوه تتلخ تراست،خاطره ی دو
صندلی و یک میزکنج دیوارکه حالا خالی از من و تو خاطره های نیمه روشن
است،کاش بودی وقهوه ای تلخ نوش جان خاطرات شیرین مان می کردیم ...
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت توسط سیامک سپهریان(09156862915)
|