تن مرا زیرکهنه خاکی چال کنیدتاکهنه شرابی خورندموران از رگم،تامستانه شکر


گویندایزدشان را،گرچه حرام بودآن کاسه ی سرخ برای دل دردمندمن اما،من 


هم به شکرانه ی مستی مورذکرشکرخواهم گفت زیر لبم...