رمیده ....
...باتوشعرمیگفتم وباتوشعرمی ساختم،نغمه ای آرام و دل انگیز درسکوت پاییز،گه
گاه چلچله ای هم آوا می شدتا ترانه ی کوچکش محزون کند شعرهایم راامانمیدانست که
من حزن شعرهایم را ازغم غروب چشمان تو میگیرم، کاش می دانست که من خود
رمیده ام درمیان کوچ روزگار...
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ ساعت توسط سیامک سپهریان(09156862915)
|