...باتوشعرمیگفتم وباتوشعرمی ساختم،نغمه ای آرام و دل انگیز درسکوت پاییز،گه 


گاه چلچله ای هم آوا می شدتا ترانه ی کوچکش محزون کند شعرهایم راامانمیدانست که


 من حزن شعرهایم را ازغم غروب چشمان تو میگیرم، کاش می دانست که من خود 


رمیده ام درمیان کوچ روزگار...